قلبم از باید ها تیر میکشد....
واژها از باید ها خسته اند.....
دلم میخواهد بروم...
بروم جایی که دریایش همیشه آرام است..
واژه اش...
واژه ی آسمان است...
مهتابش همیشه نورانی....
جایی که انتهای قلبم آنجاست..
جایی که واژه نداند کجاست...
فقط میخواهم بروم.....
دلـم میخواهد....
این چه بامزه می خنده![]()
+
نوشته شده در 87/04/17ساعت 20:2 توسط سایه
|
