
تو را به خط می كشم
تو را به فكر می كشم
شعری تا كجا؟
زمزمه های اول
بی وزن باش
معنی واژه
خود من باش
...

سوال هفته...

کرکس به فکر گوشت تازه...
کودک به فکر تکه ای نان...
و خدا در چه فکریست؟؟؟
... ادامه مطلب

تو را به خط می كشم
تو را به فكر می كشم
شعری تا كجا؟
زمزمه های اول
بی وزن باش
معنی واژه
خود من باش
...

سوال هفته...

کرکس به فکر گوشت تازه...
کودک به فکر تکه ای نان...
و خدا در چه فکریست؟؟؟
دل گفت بنویس ، مرثیه ای برای خود، شرافت انسانی ، ایمان و همه چیز .
دست به قلم که بردم با انبوهی از گفته ها و ناگفته ها و باید ها و نبایدها
سرکوب شدم .
عجب ، این چه نوشتنی است که مطلع آن انفجار کلام است و مقصد آن به مسلخ
بردن کاتب .
سکوت کردم ، چون سکوت سرشار از ناگفته هاست !
*****************************************************
زندگی یعنی : یه کلاس درس ، یه جلسه ی امتحان ، و یه کنکور برای ورود به یه زندگی همیشگی و جاودانه !... ( کی قبول میشه ، کی نمیشه ؟!... )
زندگی یه آزمایشه ؟برای اینکه معلوم بشه کی برای زندگی همیشگی و جاودانه ، لیاقت داره و کی نداره ؟...
* زندگی یه فرصته برای همیشه موندن یا همیشه رفتن؟ !...
* زندگی یه سوال انحرافیه در لابلای گزینه های شبیه به هم ؟!...
شما بگو زندگی یعنی...؟
و اما من بودم ، بهار بود و هزاران ستاره که دل براشون خیلی تنگ شده بود و
ماهها انتظار دیدنشونو می کشید .
ناگهان
ستاره ای سقوط کرد و مرد .
لحظاتی بعد لشکریان ابر همچون سپاهیان چنگیز دشت آسمان را فتح کردند و
شب در تاریکی محض فرو رفت .
باران باریدن گرفت و بارید و بارید .
دیگر توان ماندن نبود و باز قصه تکراری اتاق و درو دیوار.
بغض گلوی سایه رو گرفت و از فراغ ستاره خودش تو آسمون ، ساعتها گریه کرد .
به خودش که اومد صبح شده بود.
ستاره ها رفته و ابرهای مهاجم سرکوب شده بودن.
خورشید زیبا در بیکران آسمان به زیبایی تمام می درخشید و باد برای رهگذران
عاشق ترانه زندگی رو می خوند .
اما چه سود
که زمان با بی رحمی تمام برگی از دفتر عمر من رو کنده و با خودش برده بود .