چه وقتی که دلم تنهایی می خواهد و نسکافه و سیگار و موسیقی ،
چه وقتی که دخترکی بازیگوشی می شوم که دلش می خواهد پکتورالیس ماژور * مردی را گاز بگیرد،
چه وقتی که دختر خوب و صبور و مظلوم بابا میشوم ،چه وقتی که می شوم تنها رعیت سیارک مردانی که پادشاهانی ابدی اند ،
چه وقتی که دختر بی تفاوت و اخمو و سرخوش خیابان ها می شوم ،
چه وقتی که خودم را در آغوشی که به خیالم « امن ترین جای دنیا» ست غرق می کنم و های های گریه می کنم ،
چه وقتی که مادرانه ترین لبخند دنیا را به دخترک ماشین بغلی می زنم ،
....
و گم می شوم در این « بازیگری » ها. می شوم مثل آن بازیگری که بعد از فیلم ، چند ماه در بیمارستان روانی بستری بود ... تا نقشش را فراموش کند. این قدر نقش ها پیچیده و مکرر و عمیق می شوند که دیگر هیچ روان کاوی هم نمی تواند آنها را از من بیرون بکشد. فراموش می کنم خودم چه بوده ام. چه می خواسته ام. چه هستم.
مدت هاست با آرامش تن داده ام به این نقش های ابدی.
اصلن شاید زن بودن همین است. عوض کردن همیشگی نقش ها. از کجا معلوم که این ها را از من بگیرند ، چیزی باقی بماند؟؟
*پکتورالیس ماژور:عضله ای که از شانه شروع می شود و جلوی سینه را تا جناق تشکیل میدهد. همانی که در بادی بیلدر ها قلنبه میشود!! اکسکیوز می !

می گویند: نمی شود. می گویند : امنیت؟؟ می گویند: چرا؟؟
نمی فهمند.
نمی فهمند چرا. نمی فهمند دلم جایی را میخواهد که فقط و فقط برای خودم باشد. که خانه ام باشد. که گاهی بوی سیگار پیچیده باشد همه جایش. که اگر کسی آمد ، مهمانم شد، به مخده ی قرمز لاکی تکیه بدهد و برایش قلیان سیب چاق کنم و نرد بازی کنیم با هم. که در کاسه سفالی آبی رنگ برایش آب خنک ببرم ... که روی آن یک پر ریحان هم باشد. که گاهی فیلم های خسته کننده ببینم در آن. که کتاب های سیاه همه جایش باشد...اصلن همه ی دیوار هایش کتاب خانه باشد. که یک قفسه داشته باشد با بطری های رنگارنگ... ( گیرم همه شان را از این و آن کش رفته باشم!!).که نرگس ها را همه جایش بگذارم بدون نگرانی از آلرژی دیگری . که گاهی زیاد همه جایش موسیقی پیچیده باشد... که یاسمین لوی باشد و یان تیرسن و حتی شهرام شب پره. که برقصم و بچرخم بی نگاه دیگری. که در آن سازم به خاطر دیگران کپک نزده باشد. که همه جایش لیوان های رنگی رنگی باشد که تهشان قهوه و کاپوچینو ماسیده. که یکی از دیوار هایش را پر کنم از همه ی عکس هایی که دوست داشته ام ... عکس همه ی آنهایی که دوست داشته ام. که به قول مینای کنعان در آن کسی منتظرم نباشد. که برای خودم باشد. خانه ی خودم.

معاونش رو صدا زد. بهش گفت درو ببند. معاون درو بست. گفت کراواتت رو باز کن. معاون کراواتش رو باز کرد. بهش گفت کتت رو دربیار. معاون کتش رو در آورد. بهش گفت پیرهنت رو هم در بیار. معاون در آورد. همینطور دونه دونه لباسها در اومدن تا فقط یه لباس زیر باقی موند و معاون بدون اعتراض هر کاری مدیرش می گفت انجام می داد (تمام این سالها این کارو کرده بود)....... مدیر ناگهان ساکت شد.....پی به حقیقت تلخی برده بود.... به معاونش گفت:"...و اگه من ازت بخوام تو به درآوردن همه لباسها ادامه میدی؟" معاون خجالتزده سکوت کرد....
مدیر به معاونش گفت از اتاق بره بیرون. ولی قبل از اینکه بره ازش یه سوال پرسید. گفت: به نظرت کدوم یکی از ما پست تریم؟ من که این درخواست رو ازت کردم یا تو که به درخواست من عمل کردی؟

مرا به بادها بسپار
شاید
روزی ، زمین خاکسترم را آبستن شود
و برای تو گلی برویاند
امروز را برای تو روئیده ام
اگر نباشی و نبویی
زیر انبوه خرمن کوب ها
به خاک ها خواهم پیوست
شاعر : مصطفی دانش
پ ن ۱:beyonce=halo

خلاصه، من میخوام شروع کنم و ۵ تا از آهنگ های مورد علاقه ایرانی ام رو که احساس میکنم شاید کمتر شناخته شده باشند معرفی کنم. از دیگران هم دعوت میکنم این کار رو بکنند و اگر کردند لینک مطلبشون رو در کامنت دونی بنویسند.
بهترین chorus در یک آهنگ رپ ایرانی: من یه جادوگرم از جادوگران
بهترین آهنگ آلترناتیو فارسی: روایتی از فرشته مرگ از کیان
بهترین آهنگ فیوژن ایرانی: ارگ از عماد بنکدار
بهترین آهنگ ملانکونیک ایرانی: تابستون کوتاهه از زدبازی
بهترین آهنگ الکترونیک ایرانی: زندگی از سیروان
آهنگهای دیگه:
گیتار کولی از نسیم + جیجی + سیجل
و در آخر، guilty pleasure بزرگ: کی بدش میاد از از نوشین ... برای اینکه اولین و تنها ویدیوی ایرانی ای هست که توش درام ست یارو صدای تنبک نمیده (کم و بیش صدای درام ماشین میده! که باز پیشرفت بزرگی از تنبکه!)
حالا نوبت شماست؟!
![]()
پ ن : با وقت کمی که داشتم ( از دانشگاه ) هر چه به دنبال اهنگ HALO از BEYONCE گشتم
پیدا نکردم تا براتون بزارم برنامه لایم وایر هم نیست تا به کمکم بیاد ...پس تا بعد!







